حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2270
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
عقيده علماء كنونى تاريخ ، ارامنه ملّتى هستند آريانىنژاد بمعنى اعمّ ، يعنى هندو اروپائى ( بعضى هم گويند آريانى ايرانى ) ، كه از راه بوسفور تراكيّه ( بوغاز اسلامبول ) از اروپا بآسياى صغير گذشتهاند . اينها مدّتى با فريگىها در آسياى صغير ميزيستند و با آنها هم آمده بودند . بعد با هيتها آميزش و اختلاط يافتند و بعض آثار هيتى در آنها باقى ماند ، از جمله تصوّر ميكنند ، كه هايك ، يعنى اسمى ، كه ارامنه خود را بدان مينامند ، از آثار هيتى است . در اوايل قرن ششم ق . م ارامنه از كاپادوكيّه به طرف مملكت آرارات ، يا چنان كه در كتيبههاى آسورى ذكر شده ، به اوراردو رفتند و دولت وان يا آرارات را منقرض ساخته ، بر مردمان بومى ، يعنى آلاروديها استيلا يافته در اين مملكت برقرار شدند . در لشكركشى هووخشتر شاه ماد بجنگ ليديّه يا پس از صلح او با آليات پادشاه ليدى ، ارمنستان جزء دولت ماد گرديد ( صفحات 197 - 199 اين تأليف ) و بعد در زمان كوروش بزرگ جزء دولت هخامنشى شد . داريوش اوّل در كتيبههاى بيستون و تختجمشيد و نقش رستم ارمنستان را ارمينا ناميده و آن را يكى از ممالك جزء دولت خود دانسته . در به دو سلطنت داريوش اوّل ، چنان كه در صفحات 542 - 543 گذشت ، ارمنستان يكى از ممالكى بود ، كه شوريد و بعد از جنگهاى عديد تابع شد . بعد از اين شورش ، ديگر ديده نميشود ، كه ارامنه بر دولت هخامنشى قيام كرده باشند . آنها باجشان را ميپردازند و در موقع حاجت لشكر ميفرستند . بنابراين بايد گفت ، كه ارامنه از دولت هخامنشى راضى بودند ، زيرا حتّى در مواردى ، كه بواسطه ضعف مركز ( مثلا در زمان اردشير دوّم ) ايالات غربى ايران در آسياى صغير و قبرس و مصر استقلالطلبى نشان ميدادند ، ارمنستان ساكت بود . جهت معلوم است : ارامنه از حيثنژاد و اخلاق و عادات تفاوتهاى اساسى با ايرانيان نداشتند و بنابراين جهتى براى انفكاك وجود نداشت . احوال ارمنستان چنين بود ، تا اسكندر به آسيا آمد ، ولى بارمنستان نرفت .